تقدیم به نازنیم ...5
-
تاریخ: 1391/7/27 ساعت: 19:53
سلام نازنينم سلام به تو كه بهتريني و برايم بهترين خواهي ماند. سلام به تو كه مقدس ترين آفريده خدائي و مرهم اين جان خسته . خورشيدي در شب هاي تار، گل سرخي در كويرتنهائي ، سيب سرخي در شوره زارغربت ، قصه اي در شب هاي دراز زمستان . تو پرنده اي هستي در آسمان خلوت زندگي من كه هرنفسم به تو مي انديشم و با...
خداحافظ.....
-
تاریخ: 1391/7/27 ساعت: 19:02
ماه......
-
تاریخ: 1391/7/27 ساعت: 19:02
نامه یه عاشق به معشوق..6
-
تاریخ: 1391/7/27 ساعت: 19:06
نمي دونم از كجا شروع كنم؟ از خوبيت از اميدت از حرفهاي پر از ماهت يا از چشات كه من’ كشته حتي از عصبانيتت چون اونم برام غنيمته كاش بدوني كه چه قدر دوستت دارم كاش بدوني ارزشت بيشتر از اين حرفهاست تو برام مثل باروني كه برام هميشه سبكي مياره مثل بارون ا ز آسمون به دل عاشق من مي باره مثل بارون ص...
خدایا..
-
تاریخ: 1391/7/27 ساعت: 19:06
الهه اشک..7
-
تاریخ: 1391/7/27 ساعت: 19:07
وقتی چیکه چیکه اشکات روی گونت می ریزه….. وقتی می گردی اونی رو پیدا کنی که می خوای … بعد یه لحظه خودتم گم می کنی وقتی می خوای بخندی اما اشک امانتو بریده .… وقتی می خوای گریه کنی اما غرور بهت اجازه نمی ده .…اونوقته که تازه می فهمی بغضت داره داغونت می کنه….. اونوقته که می فهمی کسانی رو کم داری … اونو...
ترانه ها..8
-
تاریخ: 1391/7/27 ساعت: 19:08
یادمه وقتی به عشقت من تــرانه ها میساختمواسه دیدن چشمـــات کم کمک جون میباختمتوی اون غربت بی مهر تنها به انتظار نشســـتمتـــو که برنگشتی نزدم بیهوا تو خودم شکستمقطره های اشــک رفته تــو رو یاد من می یارهقاب عکس روی دیوار تو رو پیش من می ذارهچشمای خســــته من بیاد تـــو همش میبارهدفتر خاطراتـــــم دی...
...آرزومه
-
تاریخ: 1391/7/27 ساعت: 19:08
دل سوختن..9
-
تاریخ: 1391/7/27 ساعت: 19:11
دل سوختن؟ رسم عاشقی اين نيست که تک و تنها بسوزی و ديگر نمانی، ... کاش می دانستيم که زودتر از ما، عشق ماست که برای دوری ما می سوزد و می سازد... کاش می فهميديم که قدر بودن ، قدر عاشقی، قدر عشق چيست و چقدر است، کاش بيراه نمی رفتيم و می مانديم چون روز اول، عاشق، عاشق، ...بازی با کلمات قشنگ ...
محمد و نازنین..10
-
تاریخ: 1391/7/27 ساعت: 19:12
تو زمانی که منو نازنین باهم بحث میکنیم نمیدونم چرا همیشه من باید کم بیارم البته تقصیر من نیست اما اون انقدر باهام یکی به دو میکنه که مجبور میشم کم بیارم و قبول کنم حق با اونه ُهمیشه به همه چیز نازنین حسودی میکنم چون اون هم مهربونه—هم با ادب--هم زیرک--هم زرنگ-هستش که همیشه من بابت این ...
دم رفتن.....11
-
تاریخ: 1391/7/27 ساعت: 19:12
love..12
-
تاریخ: 1391/7/27 ساعت: 19:12
قدم..13
-
تاریخ: 1391/7/27 ساعت: 19:14
وقتی قدم می زنم به خيلی چيزها فکر می کنم . شايد بهتر باشد بگويم وقتی فکر می کنم مدام قدم می زنم يک جور صدای خاص شبيه موسيقی خيلی مبهم و ضعيف , محيط اطراف من را احاطه می کند . يک موسيقی ملايم ... در حين قدم زدن تماس صورتم با ارواح سرگردان را احساس می کنم . بعضی از آن ها در حين رد شدن از کنارم د...
عشق......18
-
تاریخ: 1391/7/27 ساعت: 19:25
تنهایی....19
-
تاریخ: 1391/7/27 ساعت: 19:24
خسته شدم از کوچه و پس کوچهها، همش کوچه، هی میدوم، هر دفعه دنبال کسی، دنبال چیزی، این گمشدههای من، انگار تمامی ندارند، گمشده هم نباشد دنبال خودم میگردم، خودم هم که نباشم باز می دوم... کوچههای بن بست، مارپیچهایی که همیشه آخرش به هیچ کجایی ختم نمیشود همین دیشب آنقدر دویدم که، اشکم درآمد، کوچ...
متاسفم....20
-
تاریخ: 1391/7/27 ساعت: 19:25
نگاه تو....17
-
تاریخ: 1391/7/27 ساعت: 19:20
به خاطر روی زیبای تو بود که نگاهم به روی هیچ کس خیره نماند به خاطر دستان پر مهر و گرم تو بود که دست هیچ کس را در هم نفشردم به خاطر حرفهای عاشقانه تو بود که حرفهای هیچ کس را باورنداشتم به خاطر دل پاک تو بود که پاکی باران را درک نکردم به خاطر عشق بی ریای تو بود که عشق هیچ کس را بی ریا ندانستم به خاطر ...
love..15
-
تاریخ: 1391/7/27 ساعت: 19:16
دوستت دارم نازنینم..14
-
تاریخ: 1391/7/27 ساعت: 19:15
دلم برایت.... دلم برات تنگ شده...اما من میتونم این دوری رو تحمل کنم... به فاصله ها فکر نمیکنم ...می دونی چرا؟؟؟ اخه... جای نگاهت روی نگاهم مونده...رد احساست روی دلم جا مونده...می تونم تپش های قلبمت رو بشمارم... چشمهای بیقرارت هنوز دارن باهام حرف می زنن... حالا چطوربگم تنهایم؟...چطور بگم تو نیست...
love..16
-
تاریخ: 1391/7/27 ساعت: 19:16