این وبلاگ مخصوص افراد عاشق و دلداده هستش و همچنین با این کار خواستم علاقه شدیدم رو به نازنینم نشون بدم. ازتون خواهش میکنم درباره وبلاگ نظرتون یادتون نره ....ممنون از همتون
|
<-BlogTitle-> <-BlogDescription->
|
<-PostContent->
Ùx85Ùx88ضÙx88عات Ùx85رتبط: برÚx86سبâx80x8cÙx87ا: اداÙx85Ùx87 Ùx85Ø·Ùx84ب [ <-PostDate-> ] [ <-PostTime-> ] [ <-PostAuthor-> ]
[
|
|
| [ طراØxadÛx8c : اÛx8cراÙx86 اسکÛx8cÙx86 ] [ Weblog Themes By : iran skin ] |
دل نوشته اي براي كسيكه بهترينه....
سلام اي بهترين سخني دارم با تو... گوش بده لطفا .. نميخواهم چيزي بگويي... فقط و فقط
گوش كن...
چقدر خوبه كه آدم جايي رو داشته باشه بره كه بدونه اونجا يكي هميشه منتظر اومدنشه!!!
چقدر خوبه كه آدم يه جايي رو داشته باشه بره كه بدونه يكي دلتنگشه؟ سراغشو ميگيره از
اين و اون...
چقدر خوبه كه آدم يه جايي رو داشته باشه كه بدونه اونجا يكي منتظر ديدن خندشه نه ديدن
گريش!!!
و چقدر خوبتره كه بدونه اوني كه منتظرشه با ديدنش و خوشحال ميشه نه اينكه ببيندش اما
براش مهم نباشه بودن يا نبودنش!!
ولي ... با اينهمه من اينجا چه كار ميكنم؟ اينجا ... كه كسي منتظرم نيست!!!
كسي منتظر ديدن خنده من نيست... اصلا فرقي نميكنه بخندم يا گريه كنم...اصلا ايا براي
كسي مهم هستم؟ كسي دلش برام تنگ ميشه؟؟؟
با تو ام اي فلاني!!! آيا تو منتظر آمدنم هستي؟ آيا تو دلتنگم ميشوي؟ آيا دلتنگ خنده هام
ميشي؟ اگر نه پس اومدنم ديگه چه دليلي داره؟
اصلا آيا تو دلتتنگ كسي ميشوي؟....
آه... يادم نبود ... آري ميشوي... اما نه براي من ... براي يك فلاني ديگر كه بهترين است...
بهترين... نه مثل من
بدترين...!!! خوش به حال ان بهترين كه كسي اينجا
انتظار آمدنش را ميكشد... خوش به حال آن بهترين كه تو دلت برايش تنگ ميشود.... اصلا
خوش به حالش كه بهترين
است...
اما يه سوال؟؟؟ اگر او بهترين است و تو منتظر آمدنش هستي هميشه پس تكليف من
چيست؟ چه كنم كه بدترين
شدم؟؟؟
با توام اي فلاني !!! ميشود پاسخم را بدهي؟
آه ... از دست خودم... چرا اينقدر حواس پرتم... چقدر زود از ياد ميبرم... خوب معلو است
اينكه پرسيدن ندارد... بارها
شنيده ام... بايد رفت... از اينجا بايد رفت... از
جاييكه بدترينها بدانجا تعلقي ندارند بايد رفت... بايد كوچ كرد... هجرت كرد... رفت... اكنون
بايد رفت ميروم جايز
نيست...
باشد ميروم... مي روم تا جاي بهترينها را كمتر اشغال كنم... مي روم تا به اجبار از بهترينها
محبت و دوستي را گدايي
نكنم... حق هم دارند.. آنان بهترينند و هميشه حق
با بهترينهاست... بدترينها نه حقي دارند نه جايي... تنها حقشان تنهايي ست... آري تنهايي...
تنهايي سرنوشت من است...
تنهايي همزاد من است با من بدنيا آمده و با در
كنار من خواهد بود تا هميشه... يار خوبيست.. ناراحتم نميكند... اذيتم نميكند... مهمتر اينكه
اشكم را در نمياورد...
دوستم است.. يه دوست خوب و نازنين... دوسش دارم
چون بي وفايي تو كارش نيست... بهش ايمان دارم ... اعتماد دارم ... اعتقاد دارم... حرفيست
كه از دل مياد و بر دل هم
مينشينه...
اي فلاني !!! اي بهترين !!! درست است كه اطرافم پر است از آدميان... درست است كه اطرافم
را شلوغي احاطه كرده
است اما .... اما... اطرافم پر است درونم كه پر
نيست... درونم خاليست.. تهي ست... تهي از عشق تهي از محبت... و تهي از دوست داشتن...
و دوست داشته شدن...
اي فلاني...!!! باز هم يه سوال... نميدان چرا ذهنم پر است سوال... كسانيكه اطرافشان شلوغ
است نمي توانند حقي
داشته باشند... ميتوانند يا نه؟ جرمشان چيست...؟
اي فلاني... اي فلاني... هيچ گله اي نيست... بخدا نيست... نكنه با خوندن اين دلنوشته ناراحت
شوي و به خودت
بگيري... ... خواهش ميكنم ازت... چون اين بدترين به
هيچ وجه حاضر به ديدن ناراحتي هيچ بنده اي نيست چه برسد به تو...
تويي كه براي اين بدترين بهترين هستي و بهترين خواهي بود...
من ندانم كه درون من خسته دل چيست كه من خموشم و او در فغان و غوغاست؟
اما نه چرا ميدونم... خوب هم ميدونم... درون دل سوخته من چي ميگذرد... اما قدرت بيانش
را ندارم... اما... نه... آن را
هم دارم... قدرتش را خوب دارم... اما براي كه
بيانش كنم...؟ چه كسي؟ اصلا براي چه بيان كنم...؟
چه فرقي ميكند؟؟؟؟ وقتي گوش شنوايي وجود نداشته باشد... چه فرقي ميكند وقتي دلي براي
فهميدن و درك كردن
وجود ندارد... آري كسي نميتواند دركم كند... چون
دركش خيلي سخته... خيلي سخت...
پس سكوت بهترين است... اي بهترين... سكوت ميكنم... سكوت ... سكوت... باز هم
سكوت...
پس همون بهتر كه از ميان شما بهترينها اين بدترين براي هميشه برود تا سكوتم موجب آزار
كسي نشود... براي هميشه...
اما خدا كند كه از يادهاتان نروم...
اي فلاني با توام... حداقل مرا از ياد مبر... ميتواني اين لطف را در حقم انجام دهي؟؟؟
با شماهايم اي بهترينها ...!!! اين بدترين را هرگز از خاطر خود پاك نكنيد... چرا كه او هرگز
... هرگز شما را از
خاطرش محو نخواهد كرد... چون اين بدترين...
بهترينها را هميشه دوست داشته و خواهد داشت...
برچسب:
نویسنده: محمد و نازنین 2عاشق مهربون